ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
339
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
معناى غلبه و پيروزى است ، تقوى : گرد آمدن خوبيها ، و حقيقت پرهيز دورى كردن از كيفر الهى به وسيلهء فرمانبردارى اوست ، گويند : فلانى به وسيلهء سپرش خود را حفظ كرد و از دشمن پرهيز كرد ، و اصل تقوا پرهيز از شرك است سپس پرهيز از گناهان و بديهاست ، بعد از آن پرهيز از امور شبهه ناك ، و پس از آن چيزهاى زايد را وا مىگذارد ، گفته شده : تقوا چند قسم است ، براى مردم عامى پرهيز از مشرك شدن است ، و براى خواصّ پرهيز و خوددارى از معصيتهاست و براى اوليا پرهيز از آن كه كارهايشان را وسيلهء امرى قرار دهند ، و براى پيامبران پرهيز و گريز از خدا به خود خداست . واسطى گويد : تقوا اين است كه از ديدن تقواى خود بپرهيزد ، در رسالهء قشيريّه چنين آمده است . يعنى هر كه به درجات تقوا موصوف شود از نظر بزرگوارى برتر و نفعش همگانىتر است ، زيرا تقوا محلّ گرد آمدن خوبيها و ريشهء عبادتها و مدار بزرگواريهاست ، خداوند متعال فرمايد : محقّقا گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شماست . 27 - لا شرف اعز من ( 1 ) الاسلام . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : هيچ شرافت بلند پايه تر از اسلام نيست . شارح گويد : اسلام ، باب افعال از سلم به معناى سلامت و سلام است و به معناى سازش و مسالمت مىباشد . در كتاب العقائد كه در بارهء اعتقاد است و مورد اعتماد مىباشد گويد : ايمان و اسلام يكى است ، و روشن است كه منظور از يكى بودن آن دو ، متّحد بودنشان بر حسب ذات و معروض است نه بر حسب معنى و مفهوم ، چون هر كدام معنايى مغاير با ديگرى دارد زيرا معناى اسلام فروتنى و تسليم بودن در برابر فرمانها و منعهاى شارع است ، و معناى ايمان تصديق نمودن امورى است كه خداوند به زبان پيامبرش خبر داده است بنا بر اين اسلام و ايمان با هم فرق دارند جز اين كه به ملازمهء كلى ، اطاعت درونى ملازم با تصديق قلبى است بطورى كه يكى از آن دو بدون ديگرى به وجود نمىآيد پس ذات آن دو و آنچه بر آن دو عارض مىشود يكى مىباشد كه از يكديگر جدا شدنى نيستند مانند نطق و خنديدن پس شرعا جايز
--> ( 1 ) در كلمه أعز هر سه وجه ( فتح ، رفع ، نصب ) جايز است چنان كه ابن مالك گفته است : « و مفردا نعتا لمبنّى يلي فافتح او ارفع و انصبنّ تعدل ، اسم مفردى كه صفت است و بعد از اسم مبنى مىآيد آن را فتحه يا رفع يا نصب بده تا عدالت كرده باشى » هر كس شرح بيشترى مىخواهد به كتب نحوى مراجعه كند .